تبليغاتX
بنماند هیچش الا هوس قمار اخر

زمستان

فصلی از زندگی ماست که

که در ان

سهم ما همیشگی است

من و تو 

همیشه

از گلوله های برفی اش کبود می شویم

من و تو

وهمین ساق گل نازک عشق

که اگر پژمرد ...

دگر حتی

تپه تپه برف هم بارد

و هر چه سپید تا نهایت برسد

سرخی چشم اسمان نگاه دیگری است

در

سرنوشت ما که دیدنی است

شنیدنی است

قار قار این کلاغ

من و تو

مرغ عشق یخ زده

در میان این همه سپید.......

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 22:59 | لینک  | 

قمار بی برندگی است

قمار تلخ زندگی

چه برده و چه باخته

ازین قمار خسته ام .

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 17:5 | لینک  | 

چشانم را که به روی تو می بندم

به تاریکی مطلق

می رسم

چشمانم را که به روی تو باز می کنم

به هیچ جا

نمی رسم

مشکل از چشمان من است یا تو ؟

چشمم کور    عاشق نمی شدم ...

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 16:24 | لینک  | 

نگاهت

اتشم نزد

خاکس..ت..ر...سیگارم

حالا

مرا می تکاند ....

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 17:52 | لینک  | 

احساساتم اسمانی است

من زمینی ام

تو زمینی ای

کلمات زمینی اند

دوستت دارم بر روی لبانم اب می شود

می خواهم زمین و اسمان را به هم بدوزم !

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 15:5 | لینک  | 

نه شاعرم

نه شعر م یدانم چیست .

حرف دلم ان قدر صریح و شفاف است که

قالب های وزنی را تاب نمی ارد ....

دیریست دلم زیر نوازش چشم هایت بی تاب تر شده

هر روز در تب و تاب نگاهت  طاقتم طاق می شود ..

هر رو زدنیا را به چشمانت هدیه می دهی

و من به چشمانم تو را .

که

اینجا

یک چراغ نفتی هم م یتواند  خاطرات بی تو بودنم را بسوزاند .

دوست دارم

تمام زندگی ام را

به لذت یک بوسه ات

به قمار بگذارم ...

باخت من   

مرا به لب های قشنگت می سپارد

و سر انجام

برنده منم که در جام شراب نگاهت

مست و مسرور

غرق می شوم ........

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 14:39 | لینک  | 

فریب

دارم جوانه می زنم

فریب  ریشه ها ی خشکیده ام را نخور .

دارم

جوانه

می زنم ........

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 15:16 | لینک  | 

یک ماهی قرمز به تنگ قلب تو جا مانده دیدنی

در موج و عمق چشم تو     من سطح می شوم

تا آسمان شانه کشیدم          به خاطرت

این قله سر فرو آورد      نازنین     فتح می شوم.

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 21:58 | لینک  | 

سیگار کشیدن ممنوع

لب هات رو بگذار روی هم

بوسیدن ممنوع

لب هات را باز کن

خندیدن ممنوع

لب هات را جمع کن

عشق؟

دهانت را آب بکش

گریه کردن ممنوع

رقصیدن ممنوع

مسواک بزن بخواب

خواب دیدن ممنوع

چت کردن ممنوع

درس

درس

درس

پس دو دو تای من چرا هیچ وقت چهار نمی شود؟

چند فرصت دیگر؟

تا کی؟

تا کجای دنیا؟

آه

....

مادر

....

در آغوشم کش!

خدا را نمی خواهم

آغوش بزرگی دارد

من فقط برای خودم می خواهم

تک برای خودم

فقط من!

و خدا برای من نیست.

حلقه

حلقه

حلقه

....

من دود می کنم

خاکسترهایش را تو بتکان

دخترت مرز شکن بزرگی ست

نفرینش کن

لعنتش کن

اصلا بی خیال این همه حرف مفت

تف بزرگی به صورتت پرتاب می کنم

ممنوع نبود که !

....

بود؟

 

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 1:29 | لینک  | 

انگشت هایم گره خوردند

ستاره ای نمی چینم

من در این سکوت مرگ زده ی شب

روی ریل نفس هایم

در رفت و آمدم

تردید قدم هایم

با تمام رفتن ام

در جا زدن است

و به طرز تهوع آوری ادامه دارد

.....

نوشته شده توسط فکوری در ساعت 1:25 | لینک  |